سایت دانلود پایان نامه های رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

  مطالعه ارتباط بین برنامه درسی اجرا شده، محیط حمایتی دانشکده و مهارت­های سطوح برتر تفکر دانشجویان

قسمتی از متن پایان نامه :

مقدمه

 

    آموزش فرایندی می باشد همیشگی، پویا و مستمر که به افزایش دانش و آگاهی افراد منجر می­گردد. مورخان از دانشگاه­ها به عنوان دستاورد بزرگ روشنفکری قرون وسطی یاد می­کنند که ماهیت و اداره سازمانی آنها در اسکندریه باستان و فرهنگ اسلامی ریشه دارد (آراسته، 1384). عبارت “آموزش عالی” در جوامع انسانی با انباشتگی علم، پژوهش و فرهنگ همراه می باشد. آموزش عالی بالاترین و آخرین مرحله نظام آموزشی یا به بیانی دیگر راس هرم آموزش در هر کشور می باشد. در کشور ما به تحصیل در دوره­هایی که پس از پایان تحصیلات دوره متوسطه صورت می­گیرد و به کسب مدارج کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری منجر می­گردد “آموزش عالی” اطلاق می­گردد (مدهوشی و نیازی، 1389). با گسترش جهانی شدن و یکپارچگی بیش از پیش اقتصاد کشورها در دو دهه گذشته و مطرح شدن مباحث مربوط به اقتصاد دانش، بحث آموزش عالی و سرمایه گذاری بر روی آن مورد توجه بسیاری از اندیشمندان و صاحبنظران قرار گرفته می باشد (ابراهیمی و فرجادی، 1388).

با در نظر داشتن تاکیدات و تأثیر مهم آموزش عالی در توسعه کشورها، چالش عمده این می باشد که در اقتصاد جهانی در انتظار تربیت افرادی باشیم که مهارت‌های فنی و عمومی مطلوب، قدرت انعطاف‌پذیری، سازواری با تغییرات و توانایی کار در طیف وسیعی از مشاغل را داشته باشند. به همین دلیل، دانشگاه‌ها نباید تنها به آموزش دانش و موضوعات درسی محدود شوند، بلکه به مقصود پاسخگویی هر چه بیشتر، بایستی به دانشجویان ابزار کسب راهبردهای لازم برای سازواری با تغییرات را اعطا نموده و از این طریق، انگیزش و توانایی لازم برای یادگیری مادام العمر را در آنها ایجاد نمایند (هاردی[1]، 2005).

بسیاری از مدرسان اعتقاد دارند که دانش تخصصی و مهارت­های فکری برای متخصصان و شهروندان آینده به آن اندازه که توانایی یادگیری و ساختن اطلاعات جدید، اهمیت ندارد (فیشر[2]، بول[3] و پریبش[4]، 2011). یکی از مهمترین این مهارت­های فکری، مهارت­های سطوح برتر تفکر می­باشد. رشد و توسعه این مهارت­های سطح برتر، توسط پاره­ای از محققان (بِن چِیم[5]، ران[6] و زُلِر [7]، 2000؛ زُلِر، 1993، 1999)، به عنوان عاملی برجسته شناخته شده که صرفنظر از تأثیر آینده دانشجویان، موجبات تحول و تغییر دانش و مهارت آنان و حرکت آنان در جهت اقدام مسئولانه را فراهم می­نماید (زُلِر، 1999، 2001). بدون تردید، برنامه‌های درسی و اندازه کیفیت و اثربخشی آنها در دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی در توفیق یا شکست این مؤسسات و طریقه رشد و پیشرفت مهارت­های مختلف دانشجویان آنها، تأثیر کلیدی و بسیار تعیین کننده‌ای اعمال می‌‌کند. برنامه‌های درسی، آینه تمام‌ نمای اندازه پیشرفت، و انعکاسی از پاسخگو بودن دانشگاه­ها به نیازهای در حال تغییر جامعه هستند. برنامه­های درسی می­تواند یکی از عوامل تاثیرگذار بر مهارت­های تفکر دانشجویان باشد.

یکی دیگر از عوامل موثر بر رشد و توسعه مهارت­های تفکر دانشجویان، کیفیت محیط دانشگاهی می باشد (کزار و کینزی[8]، 2006؛ پاسکارلا و ترنزینی[9]، 2006). محیط دانشکده عاملی می باشد که بر رشد کیفیت علمی، پژوهشی، فکری، توانایی زیبا شناسی، کلامی و خلاقیت دانشجویان، تاثیر دارد. محیط حمایتی دانشکده می­تواند به رشد تفکر انتقادی، تحلیلی و بهسازی شایستگی‌ها و توانایی‌های حرفه‌ای و شغلی کمک نماید و با توسعه جنبه­های مختلف یادگیری دانشجویان، منجر به توسعه و بهبودی فردی آنان می­گردد. (ملد و هانتز[10]، 1998).

[1] -Hardi

[2] – Fisher

[3] – Bowl

[4] – Pribesh

[5] – Ben – chaim

[6] – Ron

[7] – Zoller

[8] – Kezar & Kinzie

[9] – Pascarella & Terenzini

[10] – Meld & Hantz

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1-1-       اهداف پژوهش

1-3-1-اهداف کلی:  

1-تعیین کیفیت برنامه درسی اجرا شده در دانشگاه شیراز

  • تعیین کیفیت محیط حمایتی دانشکده در دانشگاه شیراز
  • تعیین کیفیت مهارت­های سطوح برتر تفکر دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز
  • مطالعه ارتباط بین کیفیت برنامه درسی اجرا شده، کیفیت محیط حمایتی دانشکده و کیفیت مهارت­های سطوح برتر تفکر دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز

5-مطالعه قدرت کیفیت برنامه درسی اجرا شده در پیش بینی مهارت­های سطوح برتر تفکر دانشجویان دانشگاه شیراز

6-مطالعه قدرت کیفیت محیط حمایتی دانشکده در پیش بینی مهارت­های سطوح برتر تفکر دانشجویان دانشگاه شیراز

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

7- مطالعه قدرت همزمان کیفیت برنامه درسی اجرا شده و کیفیت محیط حمایتی دانشکده در پیش بینی مهارت­های سطوح برتر تفکر دانشجویان دانشگاه شیراز

 

1-3-2- اهداف جزئی:

  • مقایسه ادراک دانشجویان از کیفیت برنامه درسی اجرا شده بر حسب ویژگی‌های جمعیت شناختی آنان
  • مقایسه ادراک دانشجویان از کیفیت محیط حمایتی دانشکده بر حسب ویژگی‌های جمعیت شناختی آنان.
  • مقایسه مهارت­های سطوح برتر تفکر دانشجویان بر حسب ویژگی‌های جمعیت شناختی آنان.